بزرگترین خطای روابط این است که میخواهیم دیگری را قطعی کنیم؛
برچسب بزنیم، حکم بدهیم، پرونده را ببندیم.
اما روان انسان، پرونده مختومه نیست.
تغییر، زمانی آغاز میشود که فرد به اندازه کافی درد را تجربه کند،
به اندازه کافی مسئولیت بپذیرد،
و از دفاعهایش خسته شود.
تحملِ این عدم قطعیت در رابطه با دیگری،
نامش میشود رابطهی بالغ.
تحمل همین عدم قطعیت در مواجهه با خود،
نامش میشود خودآگاهی.
رشد یعنی بتوانی بپذیری که نه خودت کاملاً قابل پیشبینی هستی،
نه دیگری.
رشد یعنی زندگی در منطقهی خاکستری؛
جایی که تضمین وجود ندارد،
اما امکان وجود دارد.
و هر جا که همهچیز مطلق، قطعی و بیابهام میشود،
معمولاً ذهن، انعطاف خود را از دست داده است.
در جهان زیستهی انسان،
تنها پدیدهای که هیچ احتمالی در آن نیست، مرگ است.