خواهشا خانم های زیر ۲۰ سال و بچه و احساساتی نیان
فقط اونایی که تجربه دارن و با منطقن
آیا اگر با همسر سابقتون دوباره ازدواج کنید
و بفهمید زمانی که کلی اصرار داشتن باهاتون صحبت کنه تحقیرش کردید
دیگه از شما نا امید شده و فکر میکرده دیگه بر نمیگردید و از لج تحقیر های شما
میخواسته زندگی جدیدی تشکیل بده
با کسی در حد ارتباط تلفنی و چت
و دوبار هم فقط برن بیرون تو شهر دور بزنن
فقط همین
و اون طرف هم دختر خاله اش بوده باشه
در حد دو هفته در ارتباط بودن
بعد دیدن فشار روشونه و نمیتونن تحمل کنن
بهم میزنن و دوباره میان التماس شمارو میکنن
و شماهم بر میگردید سر زندگی با عشق و علاقه
بعدا میفهمید و بشدت غصه میخورید
چیکار میکنید فراموشتون بشه
من تازه متوجه شدم پیام هاشون دیدم
همسرم رو گوشیش اصلا رمز نداره چون بشدت انسان پاکی هست و قصدش هم با ایشون مثل اینکه ازدواج بوده ولی دیده نمیتونه بدون من تحمل کنه
میدونم به من ربطی نداره چون تو اون تایم ما تقریبا هیچ کاره هم بودیم و دوتا ادم مجرد بودیم من خودم کلی خواستگار داشتم و میخواستم به یکیشون فرصت بدم همسرمم اینو میدونه ولی اصلا به روم نیاورد و گفت مهم نیست
اما من چون پیام هارو دیدم و خب یه چیزایی دیدم بالاخره انگار دوتا نامزد بودن
خیلی حالم خرابه من چون خیلی عاشق همسرم هستم خیلی واسم سخته خیلی حس بدی دارم
داغون شدم اصلا
تقصیر خودم بود
خودم تحقیرش کردم خودم همه راه های ارتباطی قفل کردم خودم پلارو خراب کردم
خانما چیکار کنم فراموش کنم کاش پیامارو نمیخوندم 😭
من خودم نشخوار شدید فکری دارم حالم بده اصن
هر چی میگم بابا به من ربطی نداره
اما بازم انگار خنجر زدن تو قلبم همش پیاما میاد جلو چشمم