تاپیکای قبلمو ببینین کم از دست خانواده شوهرم و خود شوهرم نکشیدم و کلی ازارم دادن باعث غصه و ناراحتیم شدن
الان چن روز خواهر شوهرم زایمان کرده مادرشوهرم پیششه و من پدر شوهرم چون تنهاس غذا میپزم براش و هرشب میبرم خونشون ک طبقه پایینن و چون روزه س حتی خونه مامانمم نمیرم و میمونم خونه م ک غذا داشته باشه
حالا قبل بود دق میکردم ک مگه من کلفتشونم نگهبانم ک بره بمونه و من تو خونه زندانی باشم ولی الان عین خیالمم نیست حالم خوبه میگم مادرشه دست تنهاس میگم روزه س تنهاس ثواب داره نمیدونم چمه