دیشب تو مترو ی شخص عزیزی باهام درد و دل میکرد میگفت من با نامزدم ۶ سال توی رابطه هستم و بهم خیانت کرد و من بخشیدمش
اون دور از چشم من با ی دختری وارد رابطه شده بود و همه کار هم کرده بودن با هم
یبار دوستش بهم گفت نامزدت به من گفته من دیگه کاری با اون دختره ندارم و میخوام برم با نامزدم ادامه بدم اما همش دروغ بود و باز برگشته بود به دختره و باهاش بود
گفت شب تولدش هم با من نبود و پیش اون دختره بوده و تولد یکی از دوست های مشترکمون هم نیومده بود و بعدا فهمیدیم که بازم با اون دختره بوده و اگه دختره جوابشو نمیداد تحت هر شرایطی هزار بار بهش زنگ میزد و پیام میداد از هر طریقی و نمیدونم چرا اینجوری بود با دختره
گفت درسته من بخشیدمش ولی هیچوقت دلم باهاش صاف نمیشه و نمیتونم کامل بهش اعتماد کنم
به نظرم ما خانم ها زمانی که خیانت میبینیم هممون همین شکلی میشیم و این خیلی بده با اینکه خودم تجربه نکردم اما واقعا بد دردیه
دلمم برای این دختر سوخت