بچه ها گفتم چند وقت پیش ماشینمون که کل دارایی اول ازدواجمون بود و با وام خریدیمش سه بار تصادف کرده و الان. هنوز بعد پنج ماه دست مکانیکه نامزدم زنگ زد که 650میخانش بعد ی ساعت گفت 750میخانش
از اون ور قرار بود ی وامی ی نفر بده ب ما
زنش ب برادرم فهش داده که نمیدیم و فلان و ...
کلا حالم خیلی بده
من ب ازدواج بقیه کمک کردم خونه خریدن بقیه کمک کردم
از خودشون هم توقع نداشته باشم انتظار داشتم اسباب زندگی منم جور بشه از خدا انتظار داشتم اما گرانی ی طرف
پول مو ندادن کار کردم
کارکرد همسرم هم هنوز ندادن
اوضاع مملکت هم که برا همه واضحه
همه چی مبهم
از عصر دارم میترکم
نامزدم از استرس یه بار زنگ زده هر سه بار هم بابام دانسته ندانسته ی چیزی گفته رفته رو اعصابم
مادرم بدتر
انکار از زمین و زمان میباره برام در حالی ک من سعی میکنم مثبت فکر کنم و همش شکر گذاری میکنم بابت ویرایش کوچیک اما حالم بده ی چیزی بگید آروم بشم