من باردارم استراحت مطلق هستم ۷ماهمه دوماهه خونه مادرم هستم چون نمیتونم کاری انجام بدم تو خونم این چند وقته دائم خونه مادرم هستیم شوهرم آدم خوبیه ولی یکسری اخلاق های بد داره الان خیلی اعصابم خورده ازش.مثلا میاد میگه چرا غذای مامانت اینجوریه یا مثلا خونه خودم خیلی وقته نرفتم خیلی کثیفه در این حد که ظرف هایی که تو خونمون غذا خوردیم هنوز کثیفه خودش نمیره تمیز کنه نمیزاره مادرم هم بیاد میگه بدم میاد باهاش دعوام شد گفت دوست ندارم تو خونم بیان دخالت کنن در صورتی که این چند ماهه بارداری یکبار مادر شوهرم پاشو تو خونم نزاشته بگه اومدم سر بزنم بهت.چه کار کنم نمیخوام خانوادم بفهمن اینجوریه اگه بهش بگم برو خونه مامانت اینجا نیا میفهمن چه کار کنم.اینم بگم الان دائم با هم بحث میکنن چون اعتقاداتشون با هم فرق داره منم حوصله بحث ندارم اون میگه مامانت اینجوری گفت مامانم میگه شوهرت اینجوری گفت