بچها یکی از برادر شوهرام که کجرده تو شهری که منو همسرم زندگی میکنیم مجردی زندگی میکنه ما خونوادهامون یه سهر دیکه هستند بد من این همه هوای این برادر شوهرم دارم همیشه چه میادخونمون چه بیرون
همه جوره
بد این سر کارش بهش کلی گوشت مرغ نزدیک ده تا بسته خرما پنیر ی عالمه چیز میز دادن
خودش یخچالش ایراد داشت داد به شوهر من که بزار تو یخچالتون ببرین برای مامانم اینا
نکرد یه بسته خرماشو بده به ما
چشمم دنبال وسیله نیستاا
ولی نمیدونم چرا ناراحت شدم این همه هر وقت میاد خونمون بهترین پذیرایی بد اون از اون ده تا بسته خرما حتی یه دونشو دلش نیومد بده به ما