دخترا من شاید ده ساله یکی رو دوست دارم و همو خونه هم که میریم میبینیم ولی خب محل کارش شهر ما نیست در هر صورت میبینمش💔
خودش نمیدونه منم متاسفانه شخصیتم جوری نبود و نیست که برم بهش بگم فکر میکنم برای دختر خوب نیست بره بگه
روز دختر امسال برام ب پست عاشقانه فرستاد و تبریک گفت دیگ سر حرف باز شد و هی برا هم پست میفرستادیم تا سر این ماجراها که نت قطع شد دیگ تموم و شد و ادامه پیدا نکرد ..
حالا من از فکرش نمیتونم بیام بیرون دائم دارم بهش فکر میکنم همش میگم اگه میخواست خودش نیومد یک حرکتی میزد باز میگم من حضوری خیلی سرد برخورد میکنم باهاش حتی سلامم به زور میکنم بدبخت چطوری میخواد بیاد جلو
در هر صورت باید فراموشش کنم ولی نمیتونم🥲💔نمیدونم باید چطوری باهاش کنار بیام و خودمو خلاص کنم