دیروز خونه مادر بزرگ مامانم بودیم از قدیما میگفت که عموش کد خدای ده بوده واستخونش ناصاف بوده میگفت تو ده یه زنه زایمان کرده بعد دوروز حالش بد میشه امیدی بهش نبوده عموی مادربزرگم میره حموم عمومی اون زمانا حموم شخصی نبوده ساعت ۴ صبح بوده دیده سر صدا میاد از تو حموم هستین بقیشو بگم