من ب زور از خدا نمیخام حتی فکر ای وی اف و اینام نکردم یا هزار راه دیگ الانم مدتیه دیگ نه دکتر رفتم نه چیز خاصی خوردم گفتم هر وقت خدا صلاحش بود شکرش میکنم ولی دل هس دیگ دوس داره ی بچه داشته باشم هر کی از دوسام چ همسنام چ کوچیکتر از من بچه دارن از غصه زیاد دلم نمیخاد حتی بچههاشون ببینم یکیم ک میگ انشالله روزی خودت ب دروغ میگم وای نمیخام ولی ته دلم چیز دیگ هس اقد در مورد همی خواب میبینم وقتی شوهرم ذوق ی بچه میکنه دلم اتیش میگیره ولی خوب نه مشکل داریم نه چیزی البته از لحاظ جسمی و هورمونی شوهرمم میگ با ای اوضاع واقعا بچه خیلی خیلی مشکله پشتوانه هم اصلا نداریم