سلام
من دانشجوی دندان پزشکی ام و شوهرم دانشجوی دکترای روانشناسی و فعلا معاون مدرسه ست
حقوقی که ماهانه درمیاره کفاف زندگی رو نمیده البته هنوز عقدی هستیم و سر خونه و زندگیمون نرفتیم
تو خونه خودمون و مادر شوهرم میمونیم
و خانواده شوهرم هم از لحاظ ادب و فرهنگ خیلی پایین تر هستن و من هر بار به خونشون میرم به شدت عصبی میشم از حرف ها و کارهاشون
البته خودشون میگن ما که کاری انجام نمیدهیم ما که حرفی نمیزنیم
ولی خب من خیلی دلم از دستشون خونه حتی چند بار هم من سر دعوا اومدم خونه و به خانواده ام گفتم که به درد هم نمیخوریم ولی گوش نکردن
دیگه نمیتونم تحمل کنم
دلم میخواد خلاص بشم 😭