تاوان همه چیو من تنهایی پس دادم بدون اینکه تو بفهمی بدون اینکه شعورش رو داشته باشی
همه ذوق و انرژیم و بهترین سالهای عمرم خرج تو شد
بعد تو همش کور شد ...لبخندم نمیاد ...عشق برام معنیشو از دست داده... اعتماد به کسی ندارم... از هیچ حرفی لذت نمیبرم... و همه اینا باعثش تو بودی
برسه روزی که طرد بشی ...دلت دنبال یه پناه امن بگرده ولی پیدا نکنی، هر شب منو به خاطرت بیاری ....بین غریبه ها گیر کنی و یه آشنا واسه قلبت پیدا نکنی