همیشه با خودم میگفتم احساسات مقدس هستن و نباید تمام بدی ها و اتفاقات تلخی ک حاصل حسادت و رقابت های بد بود رو وارد اون مسائل میکردم
اما الان بیش تر ازگذشته ب این پی بردم ک براستی ما آدما فقط محو خودمونیم بدون اینکه متوجه باشیم
میخوایم بدونیم جهان دیگه ای وجود داره تا بدونیم
خودمون قبلا از کجا اومدیم
میخوایم صحبت کنیم ب اونی ک باحاله و فانه چون اون حس شادی ک ب مغز خودمون میده رو دوست داریم ن اون آدمه
مامان بابامون رو دوست داریم چون اون حس وابستگی حالا در آمیخته با عشقی ک ازشون نصیبمون شده رو دوست داریم
و در آخر اون فرد رو دوست داریم چون عاشق اون حسی شدیم ک اون در ما ایجاد کرد ن صرفا خود اون شخص
و قطعا اگ یکی دیگه با حال و هوای قلبت اینکارا رو بکنه دوباره اون احساس تکرار میشه
دوباره و دوباره
هرچه هست راجب خود هست