یه جاری دارم دم دمیه
گاهی زنگ میزنه زیرو بم خانواده شوهر بهم میگه
گاهی الکی میره تو قیافه هیچ حرفی نمیزنه و سرسنگین میشه یهو
برای پسرش که رفته خارج جشن گرفته بود رفتیم فردای جشن زنگ زد کلی غیبت مادرشوهرمو کادوشو اینارو کرد دیگه همدیگرو ندیدم تا یه روز خونه مادرشوهرم رفته بود تو قیافه کلا هر چند وقت یکبار اینجوری میشه یهو چند ماه زنگ نمیزنه یهو هر روز