به دختر خالم حسودیم میشه ....
خانوادش خیلی هواش را دارن و مراقبشن نه تنها خانوادش بلکه مادر برزگ و پدر بزرگ و فامیل
من باید برای کوچک ترین مسئله و سوال پرسیدن و از چیزی و حرف زدن ... خانواده ام را التماس کنم یا دعوا کنم منظورم با مامانمه وگرنه با داداشم و بابام که روم نمیشه حرف بزنم و می دونم که محلم نمیدن مگر این که خودشون با هام کار داشته باشن ...
مثلا پنج شنبه رفته بودیم خونه مادر بزرگم تازه این یه مثال کوچیک و پیش پا افتاده
رفته بودیم خونه مادر بزرگم دیدم دختر خاله ام اومد ۲ سال از من بزرگتره من ۲۹ سالمه اون ۳۱ سالشه بابت یک روز که خونه مادر بزرگ هستیم یک پلاستیک لباس آورده بود بعد گیتارشم باخودش آورده بوده شاید فکر کنی استفاده می کنه یا توی جمع گیتار میزنه اما نه هر هفته با خودش میاره بعد میزاره توی ماشین میبره الان اگه من جای اون بودم خانوادم کلی سرم غر میزدن میگفتن مگه بچه ای چرا با خودت میاری
شبم که می خواستیم بخوابیم بدو بدو رفت پتو و متکا بر داشت گفت ن اینجا می خوام بخوابم کنار پریز برق گوشیم زد به برق گرفت خوابید الان اگه من بودم بدو بدو زن دایی و دیگر فامیلهر هر می خندیدن می اومدن میگفتن ما خودمون پهن می کنیم الان زود چه وقت خوابه اینجا نخواب حتی اگه حرفشونو گوش نمی کردم پتو و بالش را به زور از زیر سرم بیرون میکشیدن یا یه بهونه ای میاوردن
مثال دوم هر موقعه میریم خونه مادر بزرگ اگه چیزی دیدم به طور مثال صبح جمعه از خواب خونه مادر بزرگ بیدار شدم تخم مرغ توی یخچال دیدم اجازه گرفتم از مادر بزرگم که درست کنم بخورم زن دایی اومد با خنده و اکرا تو برو سفره را پهن کن من خودم درست می کنم اینجا من را دک کرد و مثل بچه ها با من رفتار کرد و بعد دختر خاله ام بعد از این که سفره پهن شد اومد قبلش داشت صورتشو با دو مرحله ای میشه و تونر میزد اومد سر سفره گفت که نیمرو بدین به من سریع فامیل بشقاب را جلوش گذاشتن من چند بار بهشون گفتم به منم بدین هی گفتن که حالا صبر کن الان بهت میدیم
الان یه عده میان میگن رفتارت بچه گونه است اگه رفتار من بچه گونه پس چرا دختر خاله ام که همسن من این کار ها را انجام میده همه مطیعشن و حرفش را گوش می کنن
ختم پدر بزرگم رفتم گفتم کمکتون کنم چون می دونستم من را از آشپزخونه بیرون می کنن چیزی به من نمیدن پریدم تند تند ظرف شدن تندی زن دایی اومد با خنده های همیشگیش اه دست درد نکنه ممنون بده به من ما هستیم خسته شدی بهونه های الکی