می خواست دعوا راه بندازه بین خواهرشوهرم و شوهرم. خواهر شوهرمم اومد به شوهرم گفت، همسرمم گفت بگو همون که اومده فضولی کمک کنه. البته با خنده و شوخی گفت. دست منم گرفت گفت همینجا پیش خودم بشین.
البته خواهر شوهرم کاری هم نداشت بنده خدا، یه جمع کردن سفره بود فقط