امروز رفتم پیاده روی ...نفس عمیق کشیدم اسمون و پرنده ها رو نگاه کردم به صدای کلاغا گوش دادم با خودم حرف زدم به خودم امید و دلداری دارم و حس کردم بهترم
الان دوباره دلشوره اومد سراغم ...اومدم بنویسم ارومتر شم
اون بیرون که نمیشه با کسی حرف زد ...ینی کسی نیست که بخوای باهاش حرف بزنی
خدایا بهم توانایی گذشتن از این روزا رو بده