2777
2789
عنوان

یکی بگه حق باکیه

67 بازدید | 6 پست

من اصلا ازین جریانخوشحال نیستم..من دایی زیاد دارم..و خاله.و کلا روابطشون خوب و حسنه میس.و خبری نمیکرین ازهم..دلخوری بینشون هستش.مامانبزرگمم سنش زیاده.امادهمه چیش خوبه.حالایکی از .داییام تصادف کرده..شهردیکه ک ۲ساعتی راهه..و زنگ زده ب مامانم و مادرش.و مامانم خواهرم و برادرم رو فرستاد.کل این ۴روز داداشم پیشش بوده و خواهرم پیش زنش چون کسیو نداره خانمش.بچه.کوچیک داره.حالا مامانم از روز اول اوقات همه رو تلخ کرده ک چرا هیشکی نرقته دیدن داداشم.ان همه برادر داشته باشی یک نقر سرنزنه.و فلان.اوایل زدناش تحمل میکردیم بداخلاقیاش.کم کم من یکی صبرم سراومد.میگه اره بچم هلاک شد دخترم هلاک شد اینای دیکه حتی نرفتن یه خبر بگیرن ببینن داداششون مرده یا زندس..مادربزرگتم به فکر نیستش..(داییم خب بامامانبزرگم دعوا کرد وحرفای خوبی نگفت بهش).از شدت حرصو جوش چهرش بهم ریخته مامانم.لمروزاخرش گفتم مادرغیرازینه دوست نداشتن برن؟شما خواهری خواهری کردی براش..دستت درد نکنه اون بنده خدام ناممنون نیس ولی توکه وکیل وصی مردم نیستی دایم چرا این نرفت اون نرفت...ماشین دارن دلشون بخاد خب میرن..دوست نداشتن برن مادر..عمین.ول کن دیکه.بقران یک هفته س دیوونه مون کردی...نمیتونم درکش کنم.یکمی هم دلخور شد ازم.ولی واقعا نمیتونمستم ک نگم بهش..خب واقعا همینه دیکه دوست نداشتن برن.حالا مامانمم خودشو هلاک کرده ک جرا نرفتن.

هم مامان حق داره هم تو اشکال نداره خواهر زاده هاشن نمیشه خواهرت یا داداشت بیان تو و ینفر دیگه برید؟

ن دیکه مرخص شده از بیمارستان. یرگشتن خونه.

ولی مامانم ول کن نیس.

خب داییام احلاق ندارن.من خودم تماس گرقتم حرف زدم اما شوهرم کقت صدسال زنگ نمیزنم به داییت.دل خوشی نداره ازش.

خاله هامم همین طور.داییامم همین طور.


ولی مامانم دیکه خیلی شلوغش کرده...دیوونه مون کرده.امروزم کلی گله کرد چرا شوهرت زنگ نزده

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز