۳ماه قهر بودم با شوهرم به خاطر پدرش که ۱۲ساله ما تو خونشیم هر دفه میگه پاشین
منم رفتم قهر
منو با التماس برگردوند
بهم قول داد یه خونه کرایه میکنم یا اینکه همین خونه رو بهش میرسم.
بهم قول داد شبا زود میاد خونه
قول داد مسئولیت بچه ها به عهده بگیره
قول قول قول
اما فقط اخلاقش بهتر شد هیچکدوم قولاشو عملی نکرده
۲ماهه برگشتم
خونم انقدر داغونه هرشب با گریه میخوابم
یه خونه بی رنگ و لعاب به ما داده باباش هی هم میگه برین اما شوهرم پا نمیشه الانم که برگشتم چندباری بد و بیراه پشت سرم گفته اما شوهرم نزاشته من بفهمم
مبلا عروسیم بد شد ۱۲سال عمر کرد انداختم رفت که مبل نخریم اما نخرید...
خجالت میکشم کسی عید پاشو تو خونم بزاره...
حالا میگه شاید خرج خونه کنیم عید اما به نطرتون مم تو این خونه بمونمو بهش برسم
یا برم؟؟؟
خودم اصلا اینجا رو دوسندارم😭😭😭