و اگر من زنده نماندم و به خانه پشت ابرها رفتم، تو به جای من زندگی کن و به جای من بنویس که روزهای خوب را دیدی که روزهای بی درد را زیستی، برای من گریه نکن که من برای خود فراوان گریسته ام، چایت را بنوش و به یاد من کیک نارنج بپز و بدان که مرگ مرا از رنجی بزرگ رهاند...
ماه پیش یه وسیله ای باتوجه به نظر کاربرا خریدم خدا شاهده افتضاح بود نه سوهان خوبی کشیده شده بود نه سالم بود از مهلت مرجوع کردن هم گذشته بود مونده تا ببینم کی میتونم ببرم بدن درستش کنن
«دل که رنجید از کسی خرسند کردن مشکل است شیشه بشکسته را پیوند کردن مشکل است»