چون نمیخواستم جمعه بریم خونه مادرش اینا
گفتم یه برنامه ای برای جمعمون جور کنم
به دوستامون پیام دادم و اینا
یکیشون گفتن نیست یکیشون گفتن هستن گفتم اوکی پس به شوهرت بگو به شوهرم بگه و اینا من نمیگمممم گفت باشه
مث اینکه این دوستمون به اون دستمون میگه باهم تصمیم میگیرن که پس شب بریم بیرون و اینا
و به شوهرم زنگ میزنه همون که گفتن نیستن و گفت اره خانومت به خانومم گفت بریم بیرون و اینا درحالی که شوهرم خبر نداشت اصلا😭😭😭😭😭
الان ناراحت شده
چیکار کنممممممم
اگه از اول هم بهش میگفتم بچه بازی در میاورد که نه خونه مادرم مهم و این چیزا
گفتم شاید اصن نشه ذهنش و خراب نکنمممم