بچها من زمان ازدواج گاز رو جهیزیم بود بد خونمون گاز داش بابام گف چیزی نگو من گازو بعدا برات میخرم اکه سوال کردن بگو تو انباره امشب شوهرم سراغ گازو گرف ننم همونو گفتم الان استرس دارم روز ب روز هم داره گرون تر میشه بابام میتونه قسطی بخره ولی هی پشت گوش میندازه
نمیدونم چیکار کنم اون سری ب بابام گفتم گف هر وقت خواستی بگو میخرم ولی میگم بگیر
هی عقب میوفته