پسری که خیلی دوسم داشت و توی خواستگاری و آشنایی ازمایش خون رفتیم و رفتیم نگاه طلاهم کردیم ولی من نمیخواستمش وقتی یک هو علاقه مند شدم و جواب بله دادم به خاطر پر توقعی من رفت و گفت دودلم چیکار کنم برگرده ایقدر گفتم من دیگه چیزی نمیخوام و بچگانه رفتار کردم اولش چون دوسش نداشتم نمیساختم ولی الان همه جوره میسازم
به خانوادش گفته بود چند مدت نیایین رو مخم ببینم فکر کنم میتونم باهاش کنار بیام یا نه
تجریه ای بوده ک برگرده