2777
2789
عنوان

زندگی

28 بازدید | 3 پست

شب هایی بودهکه کابوس می دیدم

روز هایی بوده که از شدت اشک چشمام خشک خشک شدن

شب هایی بودن که به سختی صبح کردم و شب هایی بودن که با خوشحالی تمام از عمق وجودم سپری شدن

در هر حال

گذشت نمیگم آسون نه واقعا هیچکدوم از اون لحظاتو یادم نمیره

ولی میگذره

زخمات خوب نمیشن ولی کمرنگ میشن

من تا ته ته افسردگی و گوشه گیری رفتم تا ته ساکت بودن و قوی بودن رفتم تا ته واسه هدفام جنگیدن رفتم

ولی تهش به ی چیزی رسیدم

فقط دنبال یه بهونه واسه لبخند بگرد واسه ادامه دادن

اگر حتی در برابر کوه دلیل واسه تسلیم شدن یه دلیل وجود داشت واسه ادامه دادن

ادامه بده

فقط ادامه بده

حتی اگه ناراحتی حتی اگه قلب مالامال درده

و فقط یه چیزو فهمیدم

ما ادما فقط واسه یه چیز زاده شدیم

"زندگی کردن"

اون لحظه ای که به اسمون بالاسرت که پر نقطه نورانی تو دل تاریکی شبه نگاه میکنی یا صدای نسیم رو می شنوی یا صدای به هم خوردن برگا

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792