چن وقتی هستش غکر و ذهنم مدام درگیره و دلشوره دارم ی شب خواب دیدم که میخوام با ی چاقو بزرگ و تیز به خودم ضربه بزنم و گریه میکردم اما انگار یک نفر دستمو میگرفت و مانع این کار میشد وقتی اروم تر شدم جلو آینه ای رفتم وقتی تو آینه رو دیدم یه آقای جوان نورانی دیدم که لباس سفید تنش بود با صورتی مهربون نگاهم میکرد و گفت چزا انقدر از خودت گله مندی چرا انقدر خودت رو اذیت میکنی و آزار میدهی اون من بودم که مانع این شدم به خودت آسیب بزنی خودت رو دوس داشته باشع تو ادم خوبی هستی حقیقتا حزفاش خیلی منو آروم کزد اما از طرفی ذهنم درگیر کرد که تعبیر این خواب چی میتونه باشه