2777
2789
عنوان

بیاید خاطره بگم❤️

87 بازدید | 13 پست

پارسال ماه رمضان دلم میخواست به کاری کنم

نمیدونم چرا اصلا حالم نیاز به یه چیزی داشت برا تکمیل شدن

زنگ زدم به یکی از آشناها که توی بهزیستی بود

گفت خیلی ها بچه هارو توی عید یا ماه رمضان دعوت میکنن

که این حس مهمونی رفتن و خانواده داشتن و ... رو بچه ها هم درک کنن

گفتم چی از این بهتر دست به کار شدم


کم کم مینویسم دوست دارم یادگاری بمونه

دوست داشتید بخوانید پیام برآید تموم شد بایکوت میکنم

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

زنگ زدم به یکی از مراکز

توی اون مرکز ۳۵تا دختر از۶تا۱۲سال بودن

ماجرا رو گفتم

که البته اونا هم قوانین خاصی داشتن

مثلاً میگفتن باید خودتون ماشین بگیرید بفرستید جلوی پرورشگاه

بچه ها با سه تا مسئول میان

باید حتما شخصیت بچه ها حفظ شه

به صورت خصوصی با بچه ای ارتباط نداشته باشید

بچه ها باید جلوی چشم مشغول ها باشندو....

بعد از کلی برسی قبول کردن بیان

من سوم رمضان زنگ زدم

قرار شد شیشم بیان


کار من و مامانم رسماً شروع شد

آنقدر خرید های اون روز به ما مزه داد که هنوز ذوقش رو یادمه

گفتیم برا افطار سالاد ماکارونی و فرنی بزاریم که هم بچه ها دوست داشته باشن

هم اگر کسی توی جمعشون روزه بود با سالاد شروع نکنه که بهش فشار بیاد

بقیه خریداری سفره هم از جمله پنیر و ارده و عسل و شیر و زولبیا بامیه و سبزی هم خریدیم

کون هنوز معلوم نبود شام چیه برا همین برا شام چیزی نخریدم

منو مامانم میگفتیم قرمه سبزی بزاریم که بچه ها قشنگ طعم غذای خونگی بچشن

بابک میگفت کباب میگیره که به یاد موندنی بشه


شد روز دوم

شروع کردیم به تمیز کردن خونه

رسماً بشور و بیاب😂

حالا فکر کنید توی همه این شرایط روزه هم بودیم ولی حتی یذره حس گرسنگی یه خستگی نمیکردیم

بعد از جنگ های پیاپی هم حرف ما به کرسی نشت و شام شد قرمه سبزی و بعد از افطار مامانم وسایلشو حاضر کرد

منم دست به کار شدم و سالاد ماکارونی درست کردم چون هرچی سرد تر باشه بهتر میشه

و اینکه خیلی زود باید زود است به کار میشدیم


دیگه اینجا صبح مهمونی بود

هم استرس داشتم

هم ذوق

از بعد از سحر واقعا نخوابیدم و به کار رسیدیم

وایییییی که چه حس خوبی بود

خونه تمیز و مرتب

منم چند تا از اسباب بازی های بچگیمو آوردم

برا بچه های کوچیکه تر

برا بزرگترها هم پاسور و اونو و منو و مار پله

گفتم ذوق کنن بچه ها

طرفایه ظهر

عطر خوش قرمه سبزی تو خونه پیچیده بود

میوه ها دستمال کشیده تو بالکن بود

سبزی ها شسته بود تو آبکش باطراوت

سالادم توی یخچال خودشو گرفته بود

سالاد کاهو هم درحال خورد کردنش بودیم

اینم بگم حاملهای مامانم خیلی زبون زده

برا همین کنار فرنی مامانم حلوا هم درست کرد که اصل انگار گل سفره افطار شد

منو مامانم درگیر کارا بودیم دیدیم بابام با یه پلاستیک اومد توی خونه

رفتم نگاه کردم وایییی که چقدر خوشگل بودن

از این ست های شونه و اینه پلاستیکی بچگانه برا بچه ها گرفته بود

اینجا قشنگ حس کردم کاااااملللللل شد همه چی

رفتم کاغذ کادو آوردم

بسته بندی کردم

و دیگ کم کم سفره افطار پهن کردیم و منتظر نشستیم تا مهمون های عزیز کردمون برسن

مهمونامون رسیدن

دخترای خوشگل نازززززز

صورتهای معصوم

بعضیا واقعا شیطون😍

بعضیا رو میدیم دلم میرفت براشون

ولی خیلی سعی میکردم با همه یه جور رفتار کنم(دروغ چرا خیلییییی سخت بوددددد)😂

افطاری رو کنارشون خوردیم

دوتاشون روزه بودن واقعا

مسعولشون میگفت امروز بخاطر مهمونی گرفتن

اینجا دیگ نتونستم با همه یه جور رفتار کنم و اون دوتا واقعااااااا سوگلی های سفره شده بودن😂❤️

بعد افطار بازی آوردم

به بزرگترها یاد دادم چکار کنن با کارت ها

نشستم به بچه تراز عروسک بازی کردم

خلاصه که خونمون یه صفای ویژه ای داشت

البته این وسطا یکی از مسعولا خیلی چپ چپ نگام کرد که چرا بعضیا و آوردم اتاق (خب خونه گرم بوددددد بعد شاید بچه ها بازی بزرگترها رو خراب میکردن)😂


شد موقع شام

الهی بگردم

ذوق از تو چشماشون معلوم بود

دروغ چرا اون ذوق تو چشماشون دیدم دیگه غذا از گلوم پایین نرفت

بعدش مسعولا اجازه ندادن میوه بیاریم گفتن دل درد میگیرن

کنار چایی هم شیرینی از این رولی ها خریده بودیم اونم نداشتن گفتم فقط چایی بدید

دیگه ماهم تا چایی بخورن

میوه و شیرینی هارو بسته بندی کردیم ببرن


بعدش هم که کادو هاشونو آوردم اینجا برخلاف تصورم باهم دعواشون شد🤦

چون رنگ هاش متفاوت بود

آخرش چند تاشون با گریه رفتن که واقعا اعصابم به هم ریخت💔

اگر امسال همچین برنامه ای باشه حتمااااااا باید یه جور بگیرم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792