2777
2789
عنوان

روزمرگی منو خدا

10 بازدید | 0 پست

امروز من بودمو خدا قدم زدم کنار آب


خدا با صدای آب سخن گفتو من آرام چشمانم رابستم و شنیدم

خدا باصدای پیچش باد در نی زارهای سر به فلک کشیده سخن گفت و من مست از صدای خدا


خدا گفتو گفت و گفت و من از شنیدن صدای خدا هر لحظه عاشق تر و دیوانه تر میشدم

به چه دیوانگی لذت بخشی هزار بار بهتر از هوشیاری بود

مثل یه خواب خوب مثل یه رویا

احساس کردم خدا رو بغل کردم شایدم خدا منو بغل کرده بود

بعد من دویدم خیلی دویدم بلند بلند سپاس گفتم سپاس برای خدایی کردنش😘

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792