یه پشت کنکوری بدبخت
که دوساله پشت کنکوره
صورتش پر از جوش و منافذ بازه
هر جا میره بیرون مسخره اش میکنن و به قیافش میخندن
یه خانواده ای که تو خونه ارامش نمیزارن همش دعوا و کتک و من هیچ ارامشی ندارم که بخوام درس بخونم
دوساله ازخونه بیرون نمیرم تا کسی مسخره ام نکنه
تا کسی بد بهم نگاه نکنه
یه دختره تو فامیلمون که هیی خودشو با من مقایسه میکرد
الانم مثل یه رقیبه انگار منکه تحویلش نمیگیرم ولی خیلی اون منو مسخره کرده و.... الان یازدهمه بی نهایت خانواده بهش میرسن