فقط میخوام بدونم اشتباه از کیه خودم که خیلییی ناراحت شدم من اون تو عقدیم و من خونه مادر شوهرم بودم تازه عقد کردیم یه دو سه ماهی میشه
امروز شوهرم بهم گفت چایی بزار دیشبم بهم گفت شام درس کن نه یکی ن دوبار چند بار گفت من اینکارو میکردم اگه اونم بهم نمیگفت بعد شامم ظرفارو شستم صبحم بهم میگه چایی بزار من ناراحتیم اینه که دستوری بهم میگه میدونه من خجالت میکشم پاشم برم تو اشپزخونه ولی بازم :( مت صبح فقط بهش گفتم خیلی پرووو شدی دیگ شام درس کن چایی بزار مسخرشو در اوردی حالا از این حرفم ناراحت شده برا من که مهم نیس به درک به جهنم که قهر خیلی دل خوشی ازش دارم بهتر به این بهونه دیگ باهاش حرفم نمیزنم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
نیازی به دعوا نبود که😅همونو با مهربونی بهش میگفتی دو قطره اشک هم میریختی میگفتی چرا باهام دستوری حرف میزنی من خیلی حساسم بعد میگفتی میشه از این به بعد دستوری حرف نزنی و مثلا بگی میشه عزیزم چای بزاری اینجوری دوست دارم.
منم چند بار پدر شوهرم لفظشو اومد که این آشپزخونه این مواد غذایی خودتون هر چی میخواین بپزین. من اصلا به روی خودم نیاوردم. بعد از چند وقت میرم راه دور مهمونی بعد پاشم آشپزی کنم.! فقط ظرفارو جمع میکنم و اگر بذارن توی ظرف شستن کمک میکنم. اصلا مگه میشه توی آشپزخونه غریب آشپزی کرد. نه میدونی ادویه کجاست قابلمه کجاست مواد غذایی چی دارن. اصلا به آشپزخونه وارد نمیشششششم
مثلا بگو من دوست دارم وقتی میخوای چنین چیزی رو بگی ، بگی عزیزم ممکنه لطفاً چایی بذاری ؟ یا هر جمله ای که خودت ترجیح میدی بهت بگه رو ، بهش بگو اون جوری بگه. شاید بلد نیست چی بگه و چجوری بگه.