امشب نشسته بودیم بعد بابام گفت اولن که ادکلنم گم شده نیست بعد گفت نمیدونم چی تو وجود ثناعه(من)که همیشه احترامشو نگه میدارم و هیچ موقع دلم نمیخواد،نمیتونم بهش بی احترامی کنم . من میگیی از ذوقق ترکیدمم بعد با خودم کمی اندیشیدم و به خودم افتخار کردم که تو این سن پایین انقدر برای پدر ۶۰ ساله ام ارزشمند و محترمم ، خدایا شکرت . سایش مستدام 🩵