2777
2789
عنوان

🪶🪶🪶🪶

753 بازدید | 0 پست

از سرم فکر و خیالت ناگهان افتاده است

چای خوش عطری که دیگر از دهان افتاده است


من گذشتم از تو تا تنها بمانی با خودت

مثل تصویری که در آب روان افتاده است


فکر کردی بی تو می میرم؟ نمردم، زنده ام

برگ سبزی از لب سرد خزان افتاده است


گفتگوها بود بین ما، ولی این روزها

قصه ی دل کندنم بر هر زبان افتاده است


شاد باش و خوش بمان با خودستایی­ های خود

تشت رسوایی تو از آسمان افتاده است

خوش درآغوشم کشیدی مست مست،ولی ای معشوقه ی عاشق پرست،این هم آغوشی برای ماکم است،پیرهن دراین میان نامحرم است

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز