خیلی ناراحت کننده بود
یه افسر نظامی انگلیسی فکر کنم حالا یا شایدم فرانسوی بهش ابراز علاقه میکنه و با هم بودن
این دختر هیچ وقت نمیپذیره که این آدم لاشیه
هزار جور نشونه میبینه که این پسر آدم درستی نیست
آدم عاشقی نیست
فقط سواستفاده اش رو کرده و رفته همین
اما مدام خودش رو گول میزنه بابت حس پسر به خودش
و وقتی اون پسر از این کشور به کشور دیگه ای میره بابت ماموریت های کاریش
دختر به دنبال اون آواره اون پسر میشه
و درنهایت سرخوردگی از این عشق نافرجام مشکل روحی پیدا میکنه و خودکشی میکنه
این ماجرای واقعی دختر ویکتورهوگو هست