ی طوری میگم گاوچران حس حنا دختری در مزرعه بهم دست میده😂
آقا توی تعطیلات بین دوترم اومدیم محل.. یکی از روستاهای شمالیم🥲
بعد امروز غروب دیدم هوا خیلی خوبه🏞
ب مامانم گفتم امروز من میرم گاوها رو از باغمون میارم🐄🐄🐄
باغمون روی ی تپه سمت جنگله و پیاده حدود ی ربع تا بیست دقیقه راهه
دیگه مانتومو پوشیدم شالمو انداختم راه افتادم
وقتی رسیدم دیدم گاوها دم در ایستاده اند..مثل اینکه خیلی وقته منتظر بودند یکی بیاد اون در رو باز کنه
همین ک در رو باز کردم همه پریدند بیرون.. مااااااا
دیدم همسایه باغمون ب زبون مازنی میگه گاو ماهم داخل باغ شماعه .. میشه گاو ما رو هم بیرون کنی
یدونه گاو اینا رو هم ریختم بیرون
و یکم پیش رسیدم خونه
مامانم رفت گاوها رو بدوشه
خلاصه بعد مدت ها خونه نشینی و افسردگی این تجربه مثبتی بود🥲
گفتم با شما هم ب اشتراک بزارم😁🎀