باز من مهمونی دعوت شدم و دارم میمیرم از استرس
برای آخر هفته افطاری دعوت شدم خونه عمه همسرم
بار اولی هست که میریم، خیلی استرس دارم
همسرم تماس گرفت گفت عمه دعوت کرده، من گفتم ببینم برنامه خانومم چطوره، اگه دوست نداری کنسل کنم
من گفتم نه اوکیه، خووبه میریم
ولی الان مثل سگ استرس دارم، اصلا اعتماد به نفس ندارم و از مهمونی رفتن بیزارم، حداقل یه هفته زودتر باید بهم بگن که بتونم خودم رو آماده کنم، خسته شدم از این وضعیتم
همسرم خیلی مراعات میکنه واقعا پیش اونم دیگه خجالت میکشم😭