2777
2789
عنوان

فامیل همسر

94 بازدید | 20 پست

باز من مهمونی دعوت شدم و دارم میمیرم از استرس

برای آخر هفته افطاری دعوت شدم خونه عمه همسرم

بار اولی هست که میریم، خیلی استرس دارم

همسرم تماس گرفت گفت عمه دعوت کرده، من گفتم ببینم برنامه خانومم چطوره، اگه دوست نداری کنسل کنم

من گفتم نه اوکیه، خووبه میریم

ولی الان مثل سگ استرس دارم، اصلا اعتماد به نفس ندارم و از مهمونی رفتن بیزارم، حداقل یه هفته زودتر باید بهم بگن که بتونم خودم رو آماده کنم، خسته شدم از این وضعیتم

همسرم خیلی مراعات میکنه واقعا پیش اونم دیگه خجالت میکشم😭

قراره قهرمان المپیک رو انتخاب کنن؟؟ چقد سخت میگیری

ی لباس شیک و مرتب بپوش . خیلی خانم و متین بشین و هرچی پرسیدن جواب بده اگ لزومی هم نداشت موضوع رو عوض کن .

دلم برات تنگه بابا 🥀 منو حتی خداهم تحویل نگرفت. چ برسه به روزگار

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

سخت گرفتیااا

اصلا دست خودم نیست، همش فکر میکنم دوست نداشتنی ام

کمرو و خجالتی ام و خدا میدونه توی این یکسال چندبار مهمونی هایی که دعوت شدیم رو کنسل کردم

فک کن بعد یکسال بار اوله میرم خونه عمه همسرم، با اینکه روابطشون خیلی نزدیکه

کلافه شدم از این همه حس منفی

قراره قهرمان المپیک رو انتخاب کنن؟؟ چقد سخت میگیریی لباس شیک و مرتب بپوش . خیلی خانم و متین بشین و ه ...

نمیدونم چرا اینجوریه، همیشه احساس میکنم خیلی دوست نداشتنی هستم و از همه فاصله دارم

ناخودآگاه همین اتفاقم میوفته و از جمع دور میشم و معذبم همیشه

اسی یه هفته؟؟؟؟

ما یه شهر دیگه بودیم داشتیم برمیگشتیم تو راه خاله شوهرم زنگ زد گفت بیاین خونه حالا توضیح تفسیر نمیکنم چرا اونموقع گفت ولی من فقط یه سر اومدم خونه لباسمو عوض کردم و رفتم 🤣🤣

فقط 9 هفته و 1 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
بگو که نیستی فقط خدای جانمازها❤بگو که چاره سازی و خدای چاره سازها❤بگو که نیستی فقط خدای در سجودها❤تو در قیام سروها،تو در خروش رودها❤تو در هوای باغ ها،میان شاه توت ها❤تو بر لب قنات ها،تو در دل قنوت ها❤خدای من،چه بی خبر قدم زدم کنار تو❤رفیق من،چه دیر آمدم سر قرار تو❤قرار من،قرار لحظه های بی قرار من❤خدای من،یگانه ی همیشه در کنار من❤❤
وای من عاشق مهمونیم

من خودمم خیلی دوست دارم مهمونی و جمع هارو

ولی انگار نمیتونم با آدما ارتباط بگیرم

در صورتی که جایی میریم هم خوب برخورد میکنم ها، ولی تا قبلش از استرس میمیرم

نمیدونم چرا اینجوریه، همیشه احساس میکنم خیلی دوست نداشتنی هستم و از همه فاصله دارمناخودآگاه همین اتف ...

حتی اگر این حسو داری نباید خیلی خودتو درگیرش کنی . وقتی زیادی حرف بزنی صمیمی بشی و شوخیای زننده بکنی دوس نداشتنی میشی

وگرن وقتی خیلی بجا صحبت کنی و اروم و با کمالات رفتار کنی خیلی هم تودل برو میشی

دلم برات تنگه بابا 🥀 منو حتی خداهم تحویل نگرفت. چ برسه به روزگار

سعی کن مثل خود همشگیت باشی جوری که راحتی رفتار کن سعی کن نشون بدی اعتماد به نفس داری

سعی میکنم

نمیدونم با این احساس مزخرف دوست نداشتنی بودن چیکار کنم، خیلی حالم رو بد میکنه

همش فکر میکنم کسی دوستم نداره و ازم خوششون نمیاد

با اینکه خیلی خیلی با محبتن

اسی یه هفته؟؟؟؟ما یه شهر دیگه بودیم داشتیم برمیگشتیم تو راه خاله شوهرم زنگ زد گفت بیاین خونه حالا تو ...

وای ارره، همسرمم خدایی همراهی میکنه و همیشه چند روز زودتر بهم میگه که کمتر استرس داشته باشم

وای اگه اینجوری بشه من میمیرم قطعا از استرس

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز