بعد دیدم به سرعت نور از آزمایشگاه اومدم بیرون دم در یه مرده گفت آماده ای بریم من تا اومدم جواب بدم دیدم رو موتورم و با سر عت زیاد داشتیم میرفتیم سمت ته خیابون که نور بودش که بهوش اومدم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.