بعضی وقتا فکر می کنم که زندگی هممون مثل یک شطرنج هست که خدا مهره هاشو تکون میده و اگه خدا بخواد کیش و مات می کنیم و اکه خدا نخواد کیش و مات میشیم
نگید نه دست خودمونه که اصلا باورم نمیشه تمام زندگی ماها انگار داره اداره میشه مثلا به آشنا شدن های اتفاقی با آدما فکر کنید اصلا فکرشو می کردید نه ؟اما با آدمی که مثلا سال ها اشناییت دارید اگه خدا نخواد یه کلمه هم نمی تونید صحبت کنید تنها عشق و عاشقی نیست بلکه تو شغل و تحصیلات و همه چی خدا اون راهی رو که دوست داره برامون اتفاق من یوفته و اگه خدا بخواد تلاش تو سرنوشت ما هست اگه نخواد نه ......