شوهرم آبروی خانوادم رو برد تو دادگاه حالم خیلی بده جلو همه به بابام گفت دزدبه مامانم گفت نجس مامانم اشکش بند نمیاد کاش بمیرم حتی حال ندارم کارای خونه روکنم نمیدونم چطورخودمو ببخشم تازه بچه هامو آورده بود علیه من شهادت بدن بخدا باورم نمیشه من با این آدم 15سال زندگیم کردم