بچها ما ۹ ماهی باهم بودیم کیس ازدواجی بود و به مامانم گفت خواستگاری کرد
من به علت اینکه هنوز امادگی فکری اینکه ازدواج کنم رو ندارم و حس میکنم مجردی کلی تجربه داره ک حسش نکردم و اختلاف سنی ک من ۲۰ سالمه اون ۲۸ ۲۹ رد کردم
و اینکه من فکر میکنم خانوادگی اونی ک میخواستم نبود اومد دم خونه یکم حرف زد قانع نشدم رفت
دعا کنین ک اینم کله خر بازی در نیاره بپذیره و منطقی باشه بره پی کارش
واقعا حوصله رابطه ندارم و بنظرم چیز وقت گیریه فقط وقتی احساس نیاز کردین بهش واردش بشید من خودم از سر کنجکاوی وارد شدم چون فکر میکردم ک پارتنر داشتن کو چطوریه و چیه
و اینکه الان اصلا ناراحت نیستم با اینکه کات کردم عصبی نیستم شاید علتش اینکه خودم کات کردم عصبی نشدم
نزدیک پریودیمم هست هعی پارتنرم میگفت داری احساسی تصمیم میگیری منم گفتم چند ماه راجع بهش فکر کردم و نظرم تغییر نمیکنه