2777
2789
عنوان

مسافر

44 بازدید | 10 پست

یبار اومدیم بریم شیراز از بوشهر که خونه مونه بعد خیلی مدت بریم برف بازی اول بوشهر شام خوردیم بعد خواهرم چیزی نگرفت گفت گشنمه م نیست با اینکه میدونمم حداقل ۲۰ ملیون تو کارتش داشت اومد از غذای من و دوستم نوک زد و هعی میگفت یکم از اون قارچ ت مثلا بده یکم کوبیده تو بده بعد خواستیم خونه بگیربم که یه دو روز شیراز باشیم دونگ اون شد یک ملیون گفتیم داری بدی گفت اره بعد خونه رو کرفتیم هرچقدر گفتیم پولو بده جوابمو نمیداد کنارمونم نشسته بود بعد ناهار تو شیراز گرفتیم اون نگرفت هعیی صدای شکمشو میشنیدم ولی غذا برای خودش نمیگیره بعد وسط راه تو اتوبان میگه بزن کنار برم نون آش بگیرم میگیم نیست اینجا قهر میکنه ساعت ۹ شب رفتیم براش زدبم کنار یه کاسه کوچیک خرید نخوردشم گفت میرم خونه میخورم بعد دوستم رفت برای خودش الوچه و آجیل خرید به خواهرمم تعارف کرد خواهرم دوتا نشت پر برداشتم بعد

گفت که خجالت بکش فلانی باید بزاری پیشمون خودمون برداریم دوستمم تو رو دربایسی گفت باشه اومد زیپ های کیفشو پر اجیل کرد تو پلاستیکم برداشت بعد داد ددست دوتا دونه تهش مونده بود ماشین م مال دوستم بود بعد که خواهرمو رسوندیم دیدبم پشت زیر پاشو کرده زباله دونیی بو گرفته دوستم با هزینه خودشم باز اوند ماشینشو برد کارواش

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

پول بنزینم خودم دوست دادیم بعد من دوستم موقع برگشت کارتامون گم شد گفتیم کارتتو بده روشو کرد اون ور جواب نداد هرچی صداش کردیم فقد گفت اهوم یک ساعت دوستم زنگ شوهرش زد تا جواب داد شوهرش تو رمز دوم پول ریخت پول بنزینو دادیم بعد دوستم گفت مگه چرا اونایی که باهات اومدن پول نمیدن

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792