بچه ها من ورزشکار بودم بعد مسابقه داشتیم سرپرست گروهمون یه آقا بود که من روش کراش داشتم خیلی خوش استایل قد بلند بود
صبح قرار شد بعد صبحونه بریم داشتیم صبحونه میخوردیم یهو این اومد داشت دکمه های لباسش رو میبست داد زد گفت زود باشید اتوبوس اومده حالا هممون سریع بلند شدیم رفتیم یهو دیدم این فلاسک چایی رو بلند کرد از بالا نگه داشت شاسیشو فشار داد ریخت تو دهنش بعد سریع اومد😑😑😑😑😐