تو رسم عاشقی را خوب میدانی
هر روز چند بار مرا به دیدارت فرا میخوانی
می آیی گوشه ی دلم مینشینی و میگویی بیا عزیز جانم ... بیا و دردِ دل بگو و سخن ناب بشنو
تو از هر چیزی که درونم نجوا میکند ، آگاهی
از وسوسه هایم ، از بدی هایم که رو ندارم به کسی بگویم ، از تمام سیاهی هایم تو با خبر ترینی ،،، اما بازهم مرا میخوانی ،
خدا جانم من که حکمت سلام انتهای عاشقانه مان را خوب میدانم ،،، تو حتی دلت نمی آید با من خداحافظی کنی و دست بکشی از این دیدار عاشقانه ...
من عاشقانه ترین خلوت دونفره را با تو تجربه کردم پروردگارم
" نماز ، بخوانیم "