دیشب خواب دیدم پیش مادر و خواهرمم که بیرون پنجره اتاقم یه پرنده دیدم. شبیه گاوسهره سر سیاه اما کارتونی، یکم اضافی چاق، و مهم تر از همه ارغوانی و زرد رنگ. من که کلا به حیوانات علاقه دارم و اون پرنده بنظرم نادر و عجیب میومد، پنجره رو باز کردم که راهش بدم داخل و واقعا هم اومد تو. و میخواست با من برقصه 😐. با اینکه من در کل شخصیت شاد و مسامحه کاری دارم، اما رمق و روحیه نداشتم باهاش برقصم. در عوض خواهرم چقدر برقص بود و پرندهه چقدر پایه. خلاصه خواهرم از سر لج با من باهاش رقصید و مادرم هم عمدا تشویقشون کرد. بعد که نوبت من شد یه رقص الکی با پرندهه انجام دادم، و بعد هم با خشونت از همون پنجره پرتش کردم بیرون.
خلاصه پرندهه طوری بود که آدم حس میکرد هر لحظه ممکنه شروع کنه حامد همایون خوندن 😐😂 شبم کوفتم شد با این خوابی که دیدم