نمیدونم این چه حسیه از چی منشأ داره
من خودم زیاد مذهبی نیستم واقعیتش. اما خیلی رو اینکه گناه انجام ندم توجه دارم . منظور از گناه یعنی غیبت بداخلاقی حرامخوری بدزبانی و اینجور چیزا . زیاد راجب اماماو اخوندا و چیزهای پرشدت مثل حجاب یا حقوق پایمال شده و .... نیستم حالا حرفم این نیس
نمازم متاسفانه برای برخی دلایل که توضیح نمیدم فعلا قضا میشه گاهی .
و این خیییییلی منو اذیت میکنه
نماااااااز خیلی برا من چیز شده انگار واجب
مثلا اگه قضا بشه بشدت به هم میریزم از نظر روحی . انگار درونم متلاطم میشه
الان نمازمو خوندم انگار یه حالت آرامش و توکل و در آغوش امن او بودن دارم
این چه حسیه خانوما
اینم بگم که وقتی نماز نمیخونم میتونم بگم به بقیه کارهامم با نگرانی و بیکیفیت میرسم ولی وقتی که نماز میخونم هم کارامو زودتر و با کیفیتتر و زیادتر انجام میدم و هم آرامش زیادی دارم
مثلاً وقتی نماز در گردنمه و هنوز نخوندم انگار اسپند روی آتیشم روحم بسیار در عذابه
انگار عذاب جهنم تو همین دنیا برای روحمه و اون آرامش بعد از نماز به عنوان پاداش بهشته