واقعا خواهر شوهر و جاری چه موجوداتین😐🩸
میان میشینن پیش من ک اره فلانی اینطوره
فلانی اونطوره ،خب ب من چه😐
اصلا از روزی ک وارد خوانواده شدم از بدی دوست و آشنا میگن ی جوری شده ک ب همه حس بد دارم ب همه بد بینم
و اینک همسرم ی دوست دختر داشتن(تقریبا نامزد) رفت و آمد خوانوادگی هم داشتن و قرار بوده ازدواج کنن
اینا همش از بدی اون میگن ک اره اون اخلاقش بد بود خیلی افتاده داشت خیلی فلان بود ولییی خوشگل بوده،با کلاس بوده ،خاص بوده و فلان
ما دیگ باهاش ارتباط نداریم😐
و اصل موضوع اینجاست ک میبینم باهم در ارتباطن😐😐😐😐😐
و چند وقت پیش ت ی عروسی اون دختر رو دیدم از وقتی اون دختر و خوانواده اش اومدن کسی از خوانواده همسرم با من حرف نزد😐مثلا سوال میپرسیدم بهم پشت میکردن و میرفتن😐
بعد عروسی اومدن پیشم
آیا دیوانه نیستن؟