برای شهریه دانشگاهو یسری کارا یه گردنی ریزه میزه فروختم و بابام امروز فهمیدم
نگفته بودم بهش که اگه میگفتم نمیزاشت بفروشم بخاطر یسری چیزا دستمون یکم خالیه نمیخواستم وقتی نداره شهریه منم فشار بیاره روش
میگفت خرج تحصیلتو خودت میدی که بردی طلاتو فروختی
کارم اشتباه بود ولی نخواستم من دستو جلوش برای پول دراز کنم ولی اون نداشته باشه که بده