سلام بچه ها برااخرین بار سوال میپرسم دیگه میخوام تصمیم بگیرم
یه دختر کنکوریم ۱۸ سالمه ۶ ماهه پسر عموم خواستگارمه هیی میان و میرن پسره بازاریه ۲۶سالشه
اخرین بار که اومدن من گفتم درس دارم با اجازه رفتم تو اتق بابامم بلافاصله اومد کتابمو پاره کرده گفت بشین همینجا
بابام یه فرد تحصیل کردست مدرنه یعنی اصلا سنتی نیست سنشم زیاد نیست
تا همین چند وقت پیش میگفت افرین درس میخونبی و میخوای مستقل شی
الان خیلی تغییر کرده میگه ازدواج کنی حق و حقوق هارو همرو از پسر عموت میگیرم تو ازادیت مشکل نمیخوری من نمیتونم دخترمو دست غریبه ها بسپرم
یه بارم اومده بود شروع کرد کتک زدنم جلوی همونا که اخر سر پسر عموم جلوش وایساد
حالا پسر عموم میگه تو فقط انگشترو بنداز نه عقدی نه صیغه ای بعد برا کنکورت بخون من دیگه مامان بابامو نمیارم باباتم دیگه کاریت نداره من به نظرتون قبول کنم فرمالیته بعد دانشگاه قبول شدم دانشگاهمو شهر دیگه بزنم برم خوابگاه؟