دو ساعت پیش رفتم پارک نشستم رو تاب داشتم گریه میکردم
یه اقا با بچش یا نوش بود اومد تو پارک زود رفتن
بچه خیلی کوچولو بوووود یک و نیم سال دو سالش بود بعد سوار سرسره شد از بزرگه لیز خورد اومد پایین دو متر پرت شد اونور😭😭😭😭
نخورد زمین فقط رو همون حالت نشسته دو متر اونور تر فرود اومد قلبم اکلیلی شد🥲😭 بعد من داشتم عین بز گریه میکردم (وسط گریه ها یادم اومد منو بچگیام پارک نمیبردن هیچوقت گریم بیشتر شد) اینو دیدم پق خندیدم از بس صحنه کیوت بود مرده بدش اومد بچه رو برداشت برد یه پسره هم اونور بود یه جور که انگار اسکلم نگام میکرد
هیچی دیگه الانم داره بارون میاد شهر ما