نمیتونم درس بخونم فردا سه تا امتحان دارم
ولی خسته شدم
روحم داغونه انگار یکی تیکه تیکش کرده
زندگی یکنواخت و مزخرف و تکراری
یازده ساله زندگیم همینه
دیوونه شدم دیگه
از دوییدن و نرسیدن
اینکه زندگی نمیکنم
حتی الان با این حال باید درسمو بخونم تا ۳ صبح چرا؟ چون ظهر ۳ ساعت خوابیدم پس شب باید سه ساعت بیدار باشم یعنی حتی با دل خوش نمیتونم بخوابم
هر روز هفته ۳ تا یا ۴ تا امتحان دارم هر روزززززز
وحشتناکه
اصلا ممکنه من انتخاب کرده باشم این زندگیو و اینکه به دنیا بیامو؟ امکان نداره مگه اینکه مازوخیسم بوده باشم