2777
2789
عنوان

دزدی کردم 😔

289 بازدید | 17 پست

وقتی ۱۳ سالم بود دزدی کردم آبجیم یه گردنبند کوچولو طلا داشت اونو . قرار شد موقتی برم اونجا برا ۳ ماه موندم با اونا دزدی هم کردم ازشون. بعدش ک داشتیم آماده میشدیم کلا بیاییم خونه ما دنبالش گشتن بازم ندادم بهشون چون قصد داشتم بفروشمش. خیلی پشیمونم نمیدونم چجوری جبرانش کنم که خدا هم از گناهم بگذره الان ۲۰ سالمه نمیتونم بهش بگم شما بودین میگفتین؟ 😭 از اونموقع تا الان همش وقتی یادم میفته دیوونه میشم ک چرا اونکارو کردم.. اونم کجا تو مسجد! اونجا خادم بودن منم رفته بودم باهاشون 😔 تو اون اتاق که گردنبنده بود چن نفر دیگه هم قبل من بودن به اونا هم شک میکردن حتی به خود منم ولی به رو خودم نمیاوردم.چیکار باید کنم یکی بهم بگه دیگه اشکمم درومد ..💔 از هرچی طلا هس بدم میاد دیگه وقتی اسمش میاد یاد اون میفتم. ینی خدا میبخشه؟ آبجیم چطور ؟

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز